virous یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۲، 20:21
1 من و معلمی طوری شده که منو یاد سم میندازه.
معلمی سرماخورده و حالا هی خودشو لوس میکنه واس من
سم هم دقیقا همین شکلی بود
میومد بهم میگفت خیلی ناراحتم که بهم توجه نمیکنی همین الان باید زنگ بزنی باهام حرف بزنی دلم واس صدات تنگ شده تمام
فک کنم الانم خیلی ناراحته که باهم دوست نیستیم. درست ترش اینه بگم من باهاش کات کردم و دکتر هم همه جریاناتو واسش تعریف کرده.
برچسب:
نویسنده: مینا رادمنش