خرید بک لینک

me یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۴۰۲، 8:2

امروز عقد دختردایی نامهربان و خواهر یزید هست

همچین دیشب که داشتم بهش فکر میکردم دلم براش رفت

کوچولوی نادوست داشتنی مو فرفری داره مزدوج میشه زیبایی می تراود.

یادمه هم مدرسه ای که بودیم موقعی که من پنجم دبستان بودم یهو وسط کلاس ریاضی در زدن که با من کار دارن منم کپ کرده کیه این تایم رفتم دیدم عه بچه خودمونه که از کلاس دررفته بود که بیاد ب من بگه خواهرم باهاش قهر کرده و بازی نمیکنه حالا منم اون وسط خندم گرفته بود نمیتونستم هم بخندم و سعی داشتم آرومش کنم تا برم سرکلاس آخرشم رفتم سرکلاس این دوتا وروجک تا به حساب وساطت کنم

برچسب: نویسنده: مینا رادمنش تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1402 ساعت: 23:03

صفحه بندی