خرید بک لینک

virous چهارشنبه چهارم بهمن ۱۴۰۲، 16:6

فک میکنم زیادی رسمی و جدی شدم.

خانم مدیر دیروز با من شوخی کرد و من واقعا جدی جدی به خودم گرفتم. دخترا بدون هیچ دلیلی رفتارشون خنثی بود و من باز هم جدی گرفتم. دختر ملکه واقعا بهش برخورده بود و من بدون هیچ حسی گفتم ناراحتیت به کتفمه. فردا مراسم عقدیه که دوماهه درگیرشیم و من انگار ن انگار!!

تماشای آسمون هنوز هم منو سر ذوق میاره اما فقط نیم نگاهی بهش میندازم و از کنارش رد میشم.

دارم اذیت میشم؟؟ حس نمیکنم اذیت میشم یا هرچی فقط میدونم که دلم میخواد احساساتم بپاشم بیرون همین...

برچسب: نویسنده: مینا رادمنش تاريخ: جمعه 6 بهمن 1402 ساعت: 5:47

صفحه بندی